عید مبارک

عیدتون مبارک دوستان.
آرزوی توفیق برای خود وخانواده هاتون.

عیدتون مبارک دوستان.
آرزوی توفیق برای خود وخانواده هاتون.
با سلام
در روز یکشنبه سوم اسفند دکتر جان محمدی ریاست دانشگاه، جلسه ای با نمایندگان کلاسها داشتند و در آن به درخواستهای دانشجویان گوش فرا داده و درباره اکثر موارد قول بررسی و پیگیری دادند.
بخشی از نکات مهم جلسه (شاید اندکی برای دوستان اهمیت داشته باشد) به شرح زیر به عرض میرسد:
1- دوره کارورزی شامل بخشهای آموزشی اجباری و اختیاری است. اختیاری ها شامل پوست، ENT، چشم ، ارتوپدی، و ارولوژی و طول دوره برای هر کدام از اینها پانزده روز است. اختیاری بودن این بخشها بدین معنی است که هر دانشجو به اختیار چهار بخش از این پنج تا را خواهد گذراند.
2- نرولوژی جزء بخشهای داخلی و از دوره های اجباری و طول دوره دو هفته در نظر گرفته شده است.
3- دوره اینترنی هفده ماهه شده و در طول دوره اینترنی، دانشجو حق دارد از یک ماه مرخصی استحقاقی با موافقت روسای بخش استفاده نماید.
مشکلات دیگری نیز مطرح شد که شامل سهمیه صبحانه و قند پرستاری، مشکل صندلی فضای سبز و سطح دانش اساتید و کمبود فضای آموزشی، کثیفی توالتها و ...
و در پایان هم مثل همه جلسات دیگر، شرکت کنندگان بطور ضربدری از هم تشکر فرمودند.
شک نکنید که جامعه ما بطور منحصر بفردی هر چند وقت یکبار، هیجاناتش را جمع می کند و ناگهان آن را تخلیه می کند. همیشه هم این کار کرده و مدت هاست به یک عادت تبدیل شده. اصلا تک تک افراد و کل جامعه این چنینند. می خواهد این هیجانات حمله به صفحه فیس بوک مسی باشد یا شرکت در مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی. می خواهد در به عرش بردن ولاسکو باشد یا کوبیدن دایی. فرقی ندارد. نه اینکه مورد هدف از چه جنس و صنفی است مهم است و نه درست و غلطش و نه به حق و نا حق بودنش. مهم این است که کلا اهل هیجان و جو گیر شدن هستیم و شکل خلاص شدن از آن هیجان هم به همان شکل ناگهانی است.
...حالا، نوبت “برند” است. فرایندش مثل به دنیا آوردن یک فرزند است.... متاسفانه مد شده. مثل سونامی راه افتاده و خدا می داند با چه شدتی به کجا بخورد و به افراد سوار بر آن موج چه میزان خسارتی بزند. مایی که هنوز در ابتدای راه بازاریابی هستیم و دوره گذاری را از تولید محوری به فروش و بعد بازاریابی طی می کنیم، این نحوه برخورد افراطی با برند دیگر چیست؟ اتفاقات عجیبی است. از همان هیجانات خاکسپاری مرتضی پاشایی است که خیل عظیمی از شرکت کنندگان در مراسمش و سوگوارانش تا پیش از مرگش او را نمی شناختند و در زمان سوگواری اش آهنگ هایش را شنیدند. داستان برند و استفاده کنندگانش هم از جنس همین سوگواریست. هنوز خیلی از افرادی که سوار بر موج برندسازی شده اند و میلیون ها و میلیاردها تومان را خرجش می کنند، فرق لوگو و نام تجاری و برند را نمی دانند. “توهم برند” از لغاتی است که باید به دامنه کلمات پیرامون برند اضافه شود.
متن بالا بخشی از نقد روزنامه فرصت امروز بود که، علیرغم قراردادی که در ابتدای تاسیس وبلاگ با خودم کردم، ترجیح دادم کپی مطلب را اینجا بذارم... حقیقت اینکه قبلا با دوستان همکلاسی بارها در این مورد بحث کردیم و نظرات اینجانب دقیقا منطبق بر مطلب فوق بود، حیفم آمد با بودن چنین نقد باارزشی، چیزی بر آن اضافه کنم.
دوستان گرامی، جهت دریافت وام تحصیلی نمیسال دوم تا تاریخ ۹۳/۱۱/۲۰ فرصت دارید تا از طرق سایت زیر ثبت نام نمایید.
آرزوی توفیق
با سلام و ارادت
کلیه دوستانی که در اسفند امسال در امتحان پره اینترنی شرکت خواهند کرد، لطفا حداکثر تا شنبه۹۳/۱۱/۱۱ یک قطعه عکس پشت نویسی شده، به آموزش دانشکده، یا به اینجانب تحویل دهند.
برای دیدن عکس با کیفیت بهتر، اینجا کلیک کنید.
پیرو دستور آموزش، گروههای ماژور باید شامل دو گروه مینور پنج نفره و یک شش نفره باشه.
اگه اجازه بدین دوستان گرامی! اینجا ما گروههای مینور رو با اجازه خودشون معرفی میکنیم تا بقیه راحت تر تصمیم بگیرن و گروههای ماژور بهتر شکل بگیره.
به منظور ارتباط قوی تر و کسب اطلاعات موثق، افرادی که در ابتدای لیست نوشته میشن به عنوان هسته گروه مینور معرفی میشن و این افراد با هماهنگی بقیه اعضای گروه ، لیست شونو ویرایش میکنند.
بدین ترتیب بقیه دوستان اگر مایلند در گروه خاصی قرار بگیرن با سرگروهها (که ما به عنوان هسته معرفی کردیم) هماهنگی کنن تا همینجا به لیست اضافه بشن.
نهایتا و یا در حین تشکیل گروههای مینور، گروههای ماژور هم شکل خواهد گرفت.
بدیهی است دوستانی که در گروههای مینور خاصی قرار نداشته باشند، اجبارا توسط آموزش در یکی از گروههای ماژور قرار خواهند گرفت.
مارال احمدی، نسیم باقرپور، سارا خسرویان، فهیمه صمدی، فاطمه غلامپور.
سامان عزیزی، مصطفی اصغرپور، محمد سرورقجق، حسن تدینی، مهران غلامی.
فرزانه رباط جزی، ملیحه الهیاری، لاله بابایانی، زهرا عسکریانی، نورا خلیلیان، فاضله فیروزی.
نرجس تمسکنی، زینب خزایی، فاطمه عرب، علی اصغر یونسی، محسن اسماعیلی، فاطمه نظری.
مهسا حق پناه، مروا مظلومیان، رضا یزدانی، علی حقیقی، منیر حسینی، فریما محمدیان.
محمد نبی پور، سارا رضایی، ام البنین رضایی، محیا افتاری، مارال یوسفی
پوریا پریان، فهیمه کریمی، سیدارمیا تابنده، نیما قلیزاده، فردین محمدی.
سعیده ملکی، فاطمه امری، معصومه کریمی، طاهره حق شناس، فائزه محمدی.
زهرااسمعیلی، آناهیتاکالیراد، میناضربیانی، بهاره شاطری، فرشته ذوالفقاری، سعیدحکیمی نیا
محمدی
امتحان اپیدمیولوژی به بعد عید موکول شد.
برای تغییر امتحان اپیدمیولوژی دو راه پیشنهاد میکنم.
1- طبق قوانین آموزشی: اگر به من سپرده بشه، از نظر من هر چی قوانین آموزشی بگه ... قوانین آموزشی یک بخش مکتوب و غیر قابل تغییر داره که همهی دانشگاههای کشور طبق اون قانون عمل میکنن و اینطوریه که آموزش تمام هماهنگیهای لازم رو بر اساس معیارهای خودش تعیین میکنه: ساعت کلاس، استاد، و تاریخ امتحان ... و دانشجو در برابرش تنها کاری که میکنه موافـقـته!
اما یک بخش تلویحی داره که تو دانشگاه ما کمی پررنگتره: اگر تعداد زیادی از دانشجویان در تاریخ تعیین شده از سوی آموزش هماهنگ نباشند، با رضایت بقیهی دانشجویان که واحد مورد نظر را اخذ کرده باشند، میتونند پیشنهاد تاریخ دیگه رو به آموزش مطرح کنند. معمولا برای همهی امتحانات قبلی ما از همین روش دوم استفاده میکردیم. امتحان پزشکیقانونی را، حتی خیلی سادهتر از این هم میتونستیم تغییرش بدیم! ...
به هر حال اگر به من سپرده بشه، اول رایگیری میکنیم که آیا میخواهیم تغییرش بدیم یا خیر؟ اگر بله، رایگیری میکنیم قبل از عید یا بعدش؟ سپس تاریخ دقیقش رو طوری تعیین میکنیم که همه باهاش موافق باشند. در غیر اینصورت همون تاریخی که آموزش تعیین کرده، یعنی 17 اسفند.
2- روش دوم اینه یک نفر دیگه با یک روش دیگه مدیریتشو برعهده بگیره. با کمال میل استقبال و همکاری خواهم کرد.
با احترام: محمدی
| شنبه | 21 | دی | اپیدمیولوژی | دکترحسینی | کلیات اپیدیولوژی |
| یکشنبه | 22 | دی | اپیدمیولوژی | دکترجوانیان | آمیب-ژیاردیا |
| سهشنبه | 24 | دی | اپیدمیولوژی | دکتر روشن | مالاریا-لیشمانیا |
| شنبه | 28 | دی | اپیدمیولوژی | دکترجوانیان | STD |
| سهشنبه | 1 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکتربیانی | هاری-آبلهمرغان |
| شنبه | 5 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکترشکری | پولیو |
| یکشنبه | 6 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکترصادقی | بروسلا-جذام |
| دوشنبه | 7 | بهمن | جراحیاعصاب | دکترابراهیمی | |
| سهشنبه | 8 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکتربیانی | هپاتیت |
| چهارشنبه | 9 | بهمن | جراحیاعصاب | دکتردانش | |
| شنبه | 12 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکتراصغرزاده | وبا |
| یکشنبه | 13 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکترجوانیان | AIDS |
| دوشنبه | 14 | بهمن | جراحیاعصاب | دکترحجازیان | |
| سهشنبه | 15 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکتربیانی | سرخک-سرخجه-اوریون |
| چهارشنبه | 16 | بهمن | جراحیاعصاب | دکترابراهیمی | |
| شنبه | 19 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکترشکری | سل-سیازخم |
| یکشنبه | 20 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکتراصغرزاده | سالمونلا-شیگلا |
| دوشنبه | 21 | بهمن | جراحیاعصاب | دکترحجازیان | |
| شنبه | 26 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکترصادقی | دیفتری-عفونتهای چشم |
| یکشنبه | 27 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکترشکری | مننگوکوک-کزاز |
| دوشنبه | 28 | بهمن | جراحیاعصاب | دکتردانش | |
| سهشنبه | 29 | بهمن | اپیدمیولوژی | دکترصادقی | استرپتوکوک-RF-پیودرمی |
مدتی پیش شنیده بودیم که قرار است تغییراتی در شرایط پذیرش دستیاری، و آزمون مربوطه ایجاد شود. اکنون بهبهانهی نزدیک شدن به۴۱مین دورهی آزمون دستیاری، احتمال ایجاد چند مورد از این تغییرات به شرح ذیل قوت یافت.
موارد ذکر شده به گفتهی معاون آموزشی وزارت بهداشت، در صورت تصویب در چندین فاز اجرا خواهد شد. بنابراین به نظر میرسد حداقل برخی از این تغییرات در آزمونی که همورودیهای ما شرکت خواهند کرد، اجرایی شده باشد.
پ ن: بر اساس تصمیمات اتخاذ شده، مقرر شد هر گونه تصمیمگیری برای تحول و تغییر از دوره بعدی آزمون دستیاری باشد. و قرار است در صورت تصویب، تغییرات در چند فاز اجرا شود.
سوالات امتحان:
1-درباره خودزنی کدام ص نیست؟
قصد خودکشی نیست ، درمناطق در دسترس بدن ایجاد میشود-
جراحات عمیق و طویلند- ، عمق بریدگی در شروع و پایان یکسان
2-ناشایعترین محل در خودکشی؟ مچ، شکم، قفسه سینه، گردن
3-در مورد Chop Wounds کدام غلط است؟
توسط اجسام برنده و نوک تیز، کوفتگی و سائیدگی در اطراف لبه های زخم وجود دارد
اکثرا به منظور دگر کشی، ممکن است آسیب شدید استخوانی
4- در مورد incised Woud کدام ص نیست؟
طول بیشتر از عمق، لبه های بریدگی صاف و منظم
کوفتگی و خون مردگی در لبهها نداریم، شروع سطحی و پایان عمقی است
5-کدام دیه بیشتری دارد؟ دامیه، سمحاق، موضحه، متلاحمه
6- برای تعیین جنسیت کدام استخوان دقیق تر است؟ لگن، جمجمه، ران، استخوان بازو
7-در مورد SIDS کدام غ است؟
مرگ ناگهانی نوزاد یا شیرخوار به ظاهر سالم بر اساس شرح حال غیر منتظره باشد.
حداکثر شیوع در 3ماهگی
به ندرت پس از 9ماهگی
درنوزادان نارس و با وزن تولد پائین شیوع بیشتری دارد
8- کدام موجب مرگ ناگهانی بالغین نمیشود؟ تایروتوکسیکوز، هایپوتایروئیدی، آدیسون، فئوکروموسایتوما
9- شایعترین مرگ ناگهانی گوارشی در بالغین؟ خونریزی، اسهال، پرفوریشن اولسرپپتیک، فتق استرانگوله
10-مکانیزم مرگ بیماران صرعی..؟ آریتمی، خونریزی مغزی، حوادث، مننژیت
11-شایعترین بیماری دریچه ای که موجب مرگ ناگهانی میشود؟
تنگی آئورت، پرولاپس میترال، تنگی میترال، نارسائی آئورت
12- درباره Adipocere کدام غ است؟
بعد از 24ساعت است و از پدیدهای دیررس است،
در اجسادی که در محیط گرم و خشک باشند
مکانیزم آن هیدرولیز بافت چربی
در تشخیص هویت و تشخیص علت مرگ
13- دمای رکتال جسدی در محیط 20درجه برابر 27 است چند ساعت از مرگ میگذرد؟ 8، 10، 12، 14
14- خفگی به علت نقص در کابین هواپیما؟ سوفوکیشن، اسموترینگ، چاکینگ، اسفکسی وضعیتی
15-مسمومست با سیانور چه نوع آنوکسی است؟ انمیک، رکوردی، هیستوتوکسیک، انوکسیک
16- مسمومست با کدام الکل باعث کوری میشود؟ اتانل ، متانل، اتیلن گلایکول، ایزوپروپانول
17- در تست تجسس سیمن..؟
وجود اسپرم متحرک در سرویسک تا 24 ساعت← مثبت
وجود اسپرم در واژن ← مقاربت در 6 ساعت اخیر
مثبت شدن P30 ← مقاربت در 48ساعت اخیر
مثبت شدن اسیدفسفاتاز در واژن حداکثر تا 36ساعت است
18-شایعترین ناحیه جمجمه در کودک آزاری؟ پس سری، پس سری آهیانه، آهیانه، پیشانی
19- برای سقط جنین کدامی شرط لازم نیست؟
رضایت شوهر، خطر جانی مادر، جنین کمتر از4ماه، خطر کورتاژ
20- کدام در تشخیص سوختگی قبل یا بعداز مرگ مفیدتر است؟
پروتئین و کلر مایع تاول ، گاز CO در خون محیطی و کربن در راههای هوایی
وجود دوده در دهان، خروج کف صورتی از دهان و بینی
21- کدام در مورد داروهای TCA ص نمیباشد؟
غالبا در خودکشی مورد استفاده قرار
اکثرا اثرات آنتی کولینرژیک دارند
تشنج جزو علل مرگ و میر مربوط به این داروها نیست
آریتمی ناگهانی به علت مصرف این دارها ممکن است کشنده باشد
22- مصرف کدام دارو توده دارویی (فارماکوبزوار) در معده ..؟
استامینوفن ، اسپیزین، ایمیپرایمین ، دیازپام
23- بارزترین یافته در اتوپسی جسد مسموم با CO2 ؟ ..
نکروز و حفره بازال گانگلیا، رنگ صورتی آلبالویی کبودی نعشی؛ سیانوزه شدن، سبز متمایل به قهوه ای نعش
24- کدام دارو برای درمان ارسینک ..؟ پنی سیلامین، دسفرال، فریک فروسیانید، یدور پتاسیم
25- آنتی دوت ترکیبات ارگانوفسفره؟ آتروپین، فلومازنیل، نالوکسان ، دسفرال
26- هایپرتنشن و هایپرترمی مسمومیت با کدام دارو؟ کوکائین، هروئین، کانابیس، متادون
27- مردم میوتیک و دپرشن تنفسی در کدام دارو ؟ هروئین ، کوکائین ، حشیش، آمفتامین
28- هتک ناموس ...؟
مقاربت مقعدی با زور هتک حرمت محسوب نمیشود
سه فاکتور لازم ان : مقاربت و زور و عدم رضایت
وقوع ارگاسم صروری است
عدم وجود آثار ضرب و جرح هتک ناموس رد میشود
29- در کودک آزاری، کدام ص است؟
شایعترین مرگ کودک آزاری صدمات احشایی است، شایهترین آسیب احشایی پارگی کبد است
در صدمات احشایی در عرض چن ساعت منجر به فوت میشود، آسیب روده ای شایع نیست
30-علامت پاتوگنومیک کودک آزاری؟
کبودی اطراف چشم، پارگی فرنواوم، شکستگی دندان پیشین، سوختگی فوقانی تنه
31- در کدام نوع شکستگی به فکر کودک آزاری می افتیم؟ استخوان بازو، کلاویکل، مهره ها، دنده ها
32- در شک به کودک آزاری کدام اهمیت بیشتری دارد؟
تاریخ مراجعه، صدمات متعدد و سن متفاوت ، سن، جنس
33- شایعترین روش کشتن نوزاد؟ اسموترینگ، پرت کردن از ارتفاع، سوفوکاسیون، غرق کردن
34- جسد جنینی که از سر تا پاشنه 40 سانت باشد ؟ 6، 7، 8، 9
35- علامت قطعی Still Birth ؟ ماسره بودن، جنین 30 هفته، عدم وجود هوا در ریه، وجود شیر یا بزاق در معده
36- کدام از یافته های ظاهری زنده زایی نیست؟
عدم وجود ورنیکس کازئوزا، ملبس بودن، عدم وجود کلامپ بند ناف، خشک شدن وافتادن بند ناف
37- خطرناکترین محل برق گرفتگی؟ حمام، آشپزخانه، پارکینگ، بالکن
38- در جسد برق گرفته معاینه کدام ارگان اهمیت بیشتزی دارد؟ استخوان، پوست، قلب، چشم
39- شایعترین علت مرگ با برق خانگی؟ الکتروترمال، ایست تنفسی؟ فیبریلاسیون بطنی، ترومای غیرالکتریکی
40-خطرناکترین مسیر برقگرفتگی ..؟
از دست راست وارد و از پا خارج، از دست چپ به پا، از سر به پا ، از دست چپ به دست راست
41-شایع ترین علت برق گرفتگی؟ شغلی، جنایی ، اتفاقی، خودکشی
42- در مورد هماتوم گرمایی کدام ص نیست/.؟
منشا آن سینوسهای وریدی است، رنگ قهوه ای شکلاتی دارد
اگر پس از مرگ ایجاد شود سطح CO مشابه خون است، اگر در خون CO باشد در هماتوم نباشد تروما رد میشود
43- کدامیک علل مرگ و میر در سوختگی در 24ساعت اول نیست؟
کما در اثر ادم مغزی، اسفکسی، شوک، سندرم هپاتورنال
44- یافته های زیر در اتوپسی اجساد غرق شده وجود دارد بجز؟ کف قارچی شکل در راه هوایی
افزایش وزن ریه، افزایش وزن طحال، خونریزی گوش میانی
45- ماسراسیون پوست جسد غرق شده به چه عاملی بستگی بیشتری دارد؟
دمای آب، زمان ماندن جسد در آب، آلودگی و بار میکروبی، شیرین یا شور بودن آب
46- دار آویختگی سفید یعنی چه ؟
فشار به شریان کاروتید و انسداد آن، انسداد ورید گردنی، انسداد مجاری هوایی، فشار به بارورسپتور سینوس کاروتید
47- در مورد شکستگی غضروف تایروئید کدام ص نیست؟
استرانگولاسیون با دست شایعتر از رشته، شکستگی شاخ فوقانی شایعتر،
شیوع در افراد جوان بیشتر، ممکن است تنه غضروف هم شکسته شود
48- کدام از ویژگیهای شیار دارآویختگی نیست؟
شیار کامل، شیار مایل، شیار در بخشهای فوقانی گردن، شیار قهوه ای که به مرور پارشمینه میشود.
49- مرگ بر اثر فشار گردن کدام انسداد نیروی کمتری لازم دارد؟
انسداد ورید گردنی، انسداد شریان ورتبرال، انسداد شریان کاروتید، انسداد مجاری هوایی
50- علائم کلاسیک آسفکسی در کدامیک به بهترین وضع دیده میشود؟
اسموترینگ، سوفوکاسیون، اسفکسی وضعیتی، چاکینگ
تا جایی که از کتاب در آوردم
1-ج2-ب 3-الف 4-د 5-ج 6-الف 7-الف 8ب 9-الف 10-الف
11الف 12ب 13ج 14الف 15ج 16ب 17د 18ب 19الف 20ب
21ج 22ب 23ب 24الف 25الف 28ب 29ب 30ب
31د 32ب 33ج 34ج 35الف 36ج 37الف 38ب 39ج 40الف
41ج 42د 43د 44ج 45الف 46الف 47ج 48الف 49الف 50ج
دانلود اسلایدها:
نــمـونـه سـوال پاسخ همان نمونه سوال از مدیافایر همان فایل از یه جای دیگه
مرگ شناسی غرق شدگی مرگ ناگهانی شیرخوار
دارآویختگی ترومای حرارتی مرگ ناگهانی بالغین
سموم دارویی سموم گازی نارکوتیک و توهم زا
ترماتولوژی مسائل جنسی آفت کش ها
با سلام.
از همین هفته کلاس پزشکی قانونی دوشنبهها و چهارشنبهها ساعت ۱۳:۰۰ در دانشکده برگزار خواهدشد. تاکیدا به عرض میرسه: اولین جلسه دوشنبهی همین هفته تاریخ بیستم آبان برگزار خواهد شد و سپس دوشنبه و چهارشنبهی هر هفته ... استاد مربوطه دکتر منوچهری هستند.
لطفا به اطلاع دوستان دیگر نیز برسونید.
بیمار گفت: دکترجان! من آمادگی لازم را برای قطع عضو دارمااا... به خانوادهم هم آمادگی دادم... استاد گفت: نه موضوع این نیست، راستش من هنوز مطمئن نیستم! بیمار با تعجب گفت: یعنی چه؟ ما قبلا تشخیص چند پزشک دیگر را گرفتیم همه میگن سرطانه و باید قطع بشه. عکس هم تائید میکنه. شما چه چیز دیگهای میخواین بگین؟
بیمار از یک شهرستان دیگر معرفی شده بود و علایمی مشابه Osteosarcoma داشت. در معاینهی رانها سفتی وجود داشت اما بیمار درد نداشت… استاد فرمودند: خداوند رحم کرد که ما حدس زدیم این بهاحتمال قوی تنها یک myositis ossificans ساده است. و با این گمان برایش ایندومتاسین تجویز کردیم و استراحت... و توصیه کردیم یک ماه دیگر مجددا مراجعه کند.
از اخلاق پزشکی که بگذریم، مرام پزشکی این نیست که بگیم تشخیص همکارانم اشتباه بوده. از طرف دیگه معمولا بیماران ظرفیت اشتباهات پزشکی را ندارند. لذا دکتر کمی تامل کردند و دست به یک ابتکار جالب زدند.
پرسیدند: شما به معجزه اعتقاد دارین؟ گفت: بعله. پرسیدند:دعا چی؟ گفت: اتفاقا چند روز و چند شب در فلان تکیه بودیم ... استاد گفتند: خب حالا... به تشخیص من این بدخیم نیست. گفت: آخه چطور ممکنه؟... استاد گفتند: ببینید! من که در جریان اولیهی بیماری شما نیستم. چون شما الآن به من مراجعه کردین ... الآآآآآن بدخیم نیست. بیمار گفت: میتونید تشخیصتون رو برای اون پزشک قبلی بنویسید؟ استاد گفتند: بله مینویسم و مطمئنم که الآن اگه بری پیشش، اون هم تائید میکنه که دیگه بدخیمی وجود نداره.
نامه رو نوشتند و دادند دست بیمار... اما پس از خروج بیمار ، استاد زنگ زدند و داستان بیمار را با پزشک قبلیاش در میان گذاشتند و گفتند با توجه به معاینه، به نظر من سرطان نیست. و بهتر است درPlan درمانیتون یکی دو ماه درنگ کنید. پزشک قبلی که متوجه اوضاع بد ماجرا شد، اندکی اظهار نگرانی کرد اما استاد خیالشو راحت کرد که : آقا ما بهش گفتیم اثر معجزهاس و اینا ... بیمار داره میاد دستتو ماچ کنه. شمام عکس مجددشو ببین بگو عجب دیگه بدخیم نیست!!!
کاملترش رو در لینک زیر بخوانید
1- کدام شایعترین عوارض PACU است؟ الف- درد، ب-لرز، ج-تهوع استفراغ ، د- BP↓
2- کدام monitoring الزامی نیست؟ الف- SPO2 ب- Temp ج-ECG د-کاپنوگرافی
3- کدامیک هدف اصلی ویزیت بیماران قبل از اعمال جراحی الکتیو نیست؟
الف) جلوگیری از کنسل شدن عمل ب) درخواست آزمایش بیشتر و دقیق تر
ج) کاهش اضطراب بیمار د) ادامه یا قطع داروی روتین مصرفی
4- ساعت ناشتا برای شیر مادر چقدر است؟ 1-2 2-3 3-4 4-6
5- مرد 45ساله برای جراحی کیسه صفرا شش ماه گذشته هیچ تستی نداده کدام آزمایش لازم ندارد؟
الف- Hb.Hct ب) ECG ج)BUN د)CXR
6- بیماری به اورژانس آمده در کدام حالت احتمال آسپیراسیون کمتر است؟
الف) تشنج ب)اختلال افسردگی ج)Head Trauma د)بیمار با مسمومیت دارویی و خوابالود
7- احتمال آسپیراسیون در بیماری که ایستاده است در کدام سگمان بیشتر است؟
الف) فوقانی لوب تحتانی ب) فوقانی لب فوقانی ج) قاعدهای لب تحتانی د) خلفی لب فوقانی
8- بیمار ترومایی نیاز فوری به لولهگذاری تراشه دارد، پس از دوبار سعی در لولهگذاری با لارنگوسکوپ بوژی اقدام بعدی چیست؟ الف) بار سوم ب)تعبیهLMA ج) کریکوتایروئیدوتومی د)تراکئوستومی
9- در لولهگذاری از بینی کدام نادرست است؟ الف) برونکوسکوپی فیبر نوری آسانتر است ب) احتمال ساینوزیت بالاست ج) احتمال تروما به base جمجمه بالاست د) ساکشن راه هوایی مشکل است
10- کدام کنترااندیکاسیون Spinal Anastasia است؟ ا)بانوی باردار دوقلو 2) بالای y60 3) منع بیمار 4)کمردرد
11- کدام انسیدانس سردرد بعد از پارگی دورا را افزایش نمیدهد؟ 1)خانمها 2) سایز سوزن 3)بارداری 4) پیران
12- بیماری بعد تصادف با خونریزی زیاد با BP=90.5 و PR=130 با گروه خونی AB+ برای احیای بیمار فوق کدام صحیح است؟ تجویز O2 4Lit/min همراه با انفوزیون
الف) سرم رینگر لاکتات 2)رینگر لاکتات همراه با پکدسل گروه AB+
3)رینگر لاکتات و خون کاملO-منفی 4) پلاسمای تازه FFP و پلاکت
13- کدام فراورده با نگهداری خون در مدت 24 تا 48 ساعت در دمای 4درجه سانتیگراد از بین میرود؟
الف) RBC ب) WBC ج)پلاکت د)فاکتورهای انعقادی
کدام فراورده با نگهداری خون در مدت 24 تا 48 ساعت در دمای 4درجه سانتیگراد از بین میرود؟
13- الف) RBC ب) WBC ج)پلاکت د)فاکتورهای انعقادی
14- مهمترین عارضه تجویز خون که مرگ و میر بالایی ایجاد میکند کدام است؟
الف- همولیتیک ب) بیماری عفونی ج) افزایش حجم خون د- واکنش آلرژیک
15- کدام درباره CPR نادرست است؟
الف- نسبت ماساژ به تنفس 30 به 2 ب- زمان کامپرشن و دکامپرشن برابر
ج- بعد هر شوک ، بررسی ریتم قلبی د- ماساژ قلبی مقدم بر تهویه
16- سر بیمار نسبت به قلب 15cm بالاتر باشد فشار در سطح مغزی ...
۱۵ میلیمتر افزایش ۱۰میلیمتر کاهش بدون تغییر ۲۰میلیمتر افزایش
17- بیماری با تعریق و افت سطح هشیاری و BP=&MmmHG و تاکیکاردیا و در ECG دارای QRS نرمال اما فاصلهی R_R نا منظم و موج P غیرواضح کدام اقدام زیر در اولویت است؟
الف) آدنوزین ب- آمیودارون ج- اسمولول د- دفیبریلاسیون
18- بیماری بعد از arrest و پاسخ به CPR دارای فشار خون 85 و ضربان 130 و ریتم طبیعی و CVP=18 کدام درمان زیر را تجویز میکنید؟ 1- دوپامین 2- فورزماید 3- نرمال سیلین 4-خون
19- پسر هشت ساله بعد از arrest نیازمند لوله گذاری دارد به طور متوسط اندازه لوله و چند سانتیمتری لب بیمار باید fix شود الف- 16 و 8 ب- 6و16 ج- 7 و 16 د- 5و 15
20- بیماری به دنبال تروما مایع زیادی دریافت کرده و ABG به عمل آمده به شرح ذیل : O2sat=98 PaO2=144 HCO3=18 PCO2=33 PH=7.33 کدام نوع اختلال اسید و باز دارد
الف- اسیدوز متابولیک و تنفسی ب-الکالوز تنفسی اسیدوز متابولیک ج-اسیدوز تنفسی با جبران متابولیک د-اسیدوز متابولیک با جبران تنفسی
گاهی به طور رندوم از وبلاگهای آپدیت شدهی بلاگفا بازدید میکنم و نوع مطالبش رو مورد ارزیابی و مقایسه قرار میدم. معمولا اولین چیزی که از یک وبلاگ، توجه ما رو به خودش جلب میکنه عنوان وبلاگه. چیزی معادل «هـمـکلاسـی» ما.
چند وقت پیش، وبلاگی با عنوان «خانوادهی برتر» توجه منو جلب کرد. از اسمش به خیالت یک وبلاگ در حدود «با همسر خود مهربان باشیم» و اینا باشه و حدس میزنی مخاطبـینش، اغلب خانمهای +30 اهل خانوادهان که سعی در بهبود روابط عاطفی خانواده دارن و نیاز به مشاوره و ... از اون مشاورههای تکراری که آدمو خسته میکنه... اما اینیکی اصلا اینطوری نبود!
اول اینکه هر وقت روز که وبلاگو باز میکنید تعداد افراد آنلاینش، از تعداد کل بازدید روزانهی وبلاگ ما بیشتره. و با اینکه خیلی به ندرت (دیر دیر!) آپدیت میشه مطالب مورد نظر نویسنده (یا نویسندگان) به دقت و موشکافانه مورد بررسی بازدیدکنندگان قرار میگیره و این نشون میده که یا حرف حسابی برای گفتن داره یا شخصیت کلی جامعهی خودشو شناخته و نیازهاشو میدونه.
خیلی زود متوجه خواهید شد که عنوان وبلاگ زیاد به موضوعش مرتبط نیست، چون موضوعش -بهویژه- بررسی مشکلات جنسی افراده. مثلا: رفتار جنسی پسران، مسائل زناشویی خانمها، راهنمای زن گرفتن، راهنمای شوهر کردن، و حتی راهنمای شوهر دادن!!!... طرز برخورد با عروس، راهنمای شب زفاف و ... سپس به پاسخ این سوال میرسید که چرا این وبلاگ اینقدر مخاطب داره؟
نویسنده در معرفی خودشون گفتند که هیچگونه تحصیلات دانشگاهی در زمینهی پزشکی ندارن. اما نگفتند که در چه زمینهای تحصیلات دارند. و حتی نگفته که اصلا تحصیلات ویژهای دارند یا خیر.
و ما اینجا... اصلا نمیخوایم بگیم که وبلاگ موضوع بیارزشی داره یا هدفـش مطابق با اصول اجتماعی نیست. اتفاقا اگه منصف باشیم باید بگیم که نویسنده راهنماییهای نسبتا بهجا و خوبی ارائه میکنند و افرادی که مشکلاتشونو مطرح میکنن یا نظر میدن کاملا جدی و بدون حاشیه هستند، در نتیجه بعد از اینکه چند مطلب رو خوندی، حس نمیکنی که وقتت زیادی تلف شده. حتی ممکنه آدرسشونو در favorate خودت save کنی.
در واقع، وجود سایتهای پرمخاطبی مثل این، پاسخی است به کنجکاویهای حلنشدهی عموم متولدین دهههای گذشته. و اما اکنون... تهیهی کتب درسی در سطح دبیرستان(هفتم و بالاتر) اقدام مناسبی بود جهت کانالیزه کردن این نوع آموزشها و مسایل مربوط به بلوغ، که آموزش و پرورش سالها پیش از این میبایست در این راستا اقدام میکرد.
روش پوشاندن خطا در نظامهای آموزشی ما، ظاهرا روش بسیار محافظهکارانه، اما پرمخاطرهای است. روی موضوعات مهمی مثل مسائل جنسی (یا عشق) نباید سرپوش شرم گذاشت و به امید مرور زمان، بنشینیم تا خودش جا بیفتد... و حتی به اعتقاد اینجانب، دادن این نوع آموزشها، اصلا جایگاهش در خانواده نیست. بلکه در متن جامعه و در مراکز آموزشی است.
اگر قرار باشه یک فرزند کور یا کر (به انتخاب خودتون) داشته باشید کدومو انتخاب میکنید؟!
این سوالی بود که یک معلم از ما پرسید. حالا گیریم که خدا نکند! فقط به سوال فکر کنید. در یک نگرش سطحی، به نظر میرسد که زیباییهای دنیای ما، غالبا در ترکیب و تنوع رنگها درک میشود. ولی زندگی اجتماعی انسانها به طور بسیار شدیدی وابسته به کدهاییست، که از طریق اعصاب شنوایی به مغز مخابره میشوند.
واژهها کدهایی هستند که ما از کودکی بهتدریج با آنها آشنا شده و از آنها برای ایجاد ارتباط با محیط بهره میبریم. شاید برخی از افراد هرگز به ارزش واقعی این کدها پی نبرند، مگر اینکه قدرت تکلم، یا شنوایی خود را از دست بدهند.
فیلم The Miracle Worker برگردان به «جادوگر» محصول 1962 حکایت بسیار لطیفی است از یک داستان براساس واقعیت که اگر تاکنون ندیدهاید میتوانید از خواندن این متن صرفنظر کنید. چون در ادامه میخواهم در یک اقدام مبتذل، داستان فیلم را تعریف کنم.
بیش از صد سال پیش، کودکی در سن هجدهماهگی، بر اثر ابتلا به نوعی مننژیت، بینایی و شنوایی خود را از دست داد. پدرش مردی ثروتمند بود و در خانهاش، کسی کودکش را از انجام هرگونه فعالیت ناهنجار باز نمیداشت، بنا بر این روابط اجتماعی کودک بسیار ضعیف بود، به تدریج نوعی خوی توحش در او هویدا شد و نگهداریاش در خانه بسیار دشوار شده بود. خود را به زمین میانداخت صداهاي گوشخراش درميآورد، سرش را به شدت بر زمین می کوبید و همه را کلافه میکرد. سپس همگی به این نتیجه میرسدند که بگذار هر کاری که میخواهد انجام دهد.
به جز ثروتمندی پدرش، عوامل دیگری هم وجود داشتند تا این داستان را بسیار ویژه، و شخصیت داستان ما را برجسته سازد.
پدر و مادرش او را نزد الکساندر گراهام بل معروف بردند. او پس از معاینه، به هوش ذاتی کودک پی برد و دختری بیست ساله را برای آموزش وی معرفی کرد. و بقیهی فیلم تلاشهای مصمم یک بانوی جوان را به تصویر میکشد که خود در کودکی نابینا بوده است.
بانو آنا سالیوان خود تا شانزده سالگی کور بود، و پس از آن هم از بینایی کمی برخوردار بود. به همین دلیل انگیزهی بسیار بالایی برای آموزش کودکان کور داشت. مادرش مرده بود و پدرش او و برادر بیمارش را به نوانخانه سپرده بود و برادرش نیز همانجا مرد.
بیشک هلن کلر را میشناسید و داستان زندگی پرمشقت، و پیشرفتهای او را شنیدهاید. هلن هم کور و هم کر بود در نتیجه لال هم بود. اما قهرمان اصلی این داستان، هلن نیست. او در هفت سالگی تحت آموزش آنا قرار گرفت. در حالیکه در برابر افرادی که پیش از آن قصد آموزش او را داشتند، وحشیانه عناد میورزید. او با معلم جوان خود همین رفتار را داشت. آنا اجازه داشت روی سفره خانواده غذا بخورد اما بینزاکتیهای هلن را تحمل نمیکرد. پس از شکست در پروژه آموزش همراه با مهربانی، در چندین برخورد سعی داشت با توسل به زور، کودک را مطیع سازد. این موضوع برای خانواده بسیار ناگوار بود اما ناچار به تحمل بودند.
اولین نتیجهی درخشان آنا وقتی بود که هلن مجبور به خوردن با قاشق و تا زدن دستمال سفرهاش شد ... در واقع آموزش دادن هلن سه بعد داشت. آداب اجتماعی، لمس اشیاء و آموزش کد برخی واژهها که اصلیترین راه ارتباط نابینایان بود. آنا عروسکی را به هلن داد و با انگشتانش حروف کلمهی DOLL را در مشتش هجی کرد... هلن از عروسک خوشش آمد و به خوبی حروف آن کلمه را به خاطر سپرد. آنا از جایزهی عروسک برای به معرفی کلمات دیگر هم بهره برد. آنها در طول یک هفته تلاش پیشرفت شایانی داشتند و آقا و خانم کلر از این موضوع بسیار خرسند بودند. اما آنا به خوبی میدانست که تنها کودک را شرطی کرده است. لذا از پدر خانواده خواست که اجازه دهد دو هفته همراه با هلن به جایی دور از خانواده رفته و تنها زندگی کنند! آنها به سختی پذیرفتند. در طول این زمان کودک واقعا مطیع شده بود و کلمات را فرا میگرفت اما همچنان قادر به درک کلمات نبود. بلکه طوطیوار آنها را در خاطرش تلنبار میکرد. هنوز هم برای درخواست کیک از حرکات سر و دستش استفاده میکرد... در پایان مهلت مقرر تلاشهای معلم بیشتر شد و در چند مرحله زمان بیشتری خواست... یک روز بیشتر... فقط شش ساعت دیگر ...
هلن همراه با انبوه آموختههایی از کدهای ارتباطی به خانه برگشت و سر میز ناهار ... درکمال تعجب مجددا از غذای همه برمیداشت و با دست میخورد. آنا با عصبانیت برخواست و گفت اجازه نمیدهم آموزشهایم نابود شوند. سپس با خشونت کودک را از اطاق خارج کرد و به لب چاه حیاط خانه رساند. آب چاه رو روی دست کودک پاشید و با دست دیگر حروف کلمهی Water را چندین بار در دست کودک هجی کرد. اینجا نقطهی عطف فیلم بود ... به ناگهان دخترک مبهوت ماند. با دستش روی دهانهی تلمبه کوبید و آب را مجددا لمس کرد. گویا بین لمس آب و حروفی که در دست معلم لمس میکرد ارتباطی پیدا کرده بود. سپس با صدای ناهنجاری سعی کرد حرف w و a را ادا کند... معلم با حرکت سر تائیدش کرد... هلن ترسید. از چیزی که کشف کرد حیران شد. به خاطراتش برگشت. انگار داشت حروف بقیه کلماتی را که یاد گرفته بود مرور میکرد... و از آن مهمتر انبوه کلماتی که باید یاد بگیرد... با عجله زمین را لمس کرد و هجی کلماتش را از آنا خواست.... سپس درخت... خاک، پله، زنگ... اشک از چشمان هر دو سرازیر بود ... پدر و مادرش به حیاط دویدند... حروف کلمهی مادر، اما این بار معنی دیگری برایش داشت... آغوش مادر را رها کرد و پیش آموزگار برگشت... کسی که تا کنون برایش مهم نبود چه کسی است. اکنون گویا حس میکرد که از او متولد شده، با اشاره پرسید تو؟ ... و آنا حروف teacher را در مشت او هجی کرد.
هلن سپس معنی افعال و حروف اضافه را آموخت. خط بریل را آموخت. سالهای بعد، به کمک لمس لرزشهای حنجره، حتی سخن گفتن را آموخت. آنا تقریبا تا آخر عمر با هلن زندگی کرد. هلن، متفکر و سخنران و نویسندهی بزرگ و معروفی شد اما بیشک قهرمان قصهی ما آنا بود.
مشابه این داستان که میخوام تعریف کنم ممکنه شما هم بلد باشید ولی این خاطره رو در این وبلاگ ثبت میکنم تا، در این سالها که به گمانم هنوز آلوده به لذت ثروت و قدرت نشدیم، یادگاری بمونه و در خاطرات ما پررنگ بشه.
رفتار این پزشک سرشناس بومی، بسیار جاافتاده و با وقار بود. در حین معاینه، اغلب با استفاده از کلمات شمرده، و عبارات سنجیده، ذهن دانشجو رو بهسمت بیمار و بیماری سوق میداد و نکات برجستهی هر ویزیت رو پس از خارج شدن بیمار بیان می کرد. سوالات جا و بیجای دانشجو رو معمولا با اندکی تامل پاسخ میداد بهطوری که فاصلهی زمانی بین پرسش تا پاسخ، کمی دچار استرس میشدی و با خود میگفتی نکنه خیلی پرت سوال کردم یا ... اصلا خدا کنه نشنیده باشه. با اینحال هرگز دانشجو رو به قول خودش سو نمیکرد. تو گویی در اون لحظات سنگین سکوت، در ذهن خود دنبال بهترین و کوتاهترین پاسخ میگشت! حریم هیچ همکار یا بیماری رو از هم نمیدرید. و در یک عبارت، در عین اخلاقمداری و مهربانی لازم و کافی که داشت، هرگز به کسی اجازه نمیداد که در حضورش از اصولش تخطی کند.
... یک مرد به ظاهر روستایی به همراه همسر و دختر جوانش وارد مطلب شدند... مرد نسبتا تنومند و چاق، با موهای جوگندمیاش کمی بیش از میانسال نشون میداد. صورت گرد و تپلش با موهای چسبیده به عرق پیشونی و لباس نه چندان آراسته و تمیز، قیافهی سادهای بهش میداد. زن کمی چالاکتر و شجاعتر نشون میداد و به محض ورود به مطب با صدای بلند یک سلام روستایی و بامزه تقدیم استاد کرد. اما از آنجا که پزشک در حال بیان نکات قابل توجه بیمار قبلی بود، بیپاسخ موند. دختر چادری بود و صورت بیآرایش، معصوم و نسبتا زیبایی داشت و ظاهرا به عنوان باسواد اومده بود.
پزشک دفترچه درمانی بیمارو برداشتند و گفتند جناب آقای فلانی بفرمائید بشینید، مشکلتون چیه بابا؟ ... مرد نشست و دندانهایش رو نمایان کرد و با گویش محلی گفت نمیتونم بگم. خجالت میکشم! ... _چی؟ ... مجددا گفت: خجالت! خجالت! خجالتم میاد... حتی اگه مازندرانی هم بودی، به زحمت متوجه کلماتی میشدی که به سرعت همراه با کف از دهانش بیرون میپرید. زن که چهره پراستفهام ما رو دید، پاسخ داد: جیش میزنه! داداش! این همش جیش میزنه... برای پزشک یا دانشجوی اورولوژی این کلمات و عبارات symptom باارزشی است. پزشک پرسید: کجایی هستی؟ مجددا کلمهی نامفهومی (که آخرش «کلا» داشت)، چندین بار از زبان بیمار تکرار شد. گویا بیمار سعی داشت با تکرار پیاپی کلمات، شانسش را برای فهماندن کلامش به مخاطب، افزایش بده... _ادرارت نمیاد؟... -نع! دیر میاد. دیر میاد. دیر... _قطع و وصل میشه؟ ... –دیر میاد! ..._آخرش قطرهقطرهاس؟ ... –اره اره ار.. _شب چندبار...؟ -ده بار، بیست بار اصلا تاصبح بیدارم... _زور میزنی؟ ... زن گفت: آقای دکتر بیرون که میره همش میزنه و میاد خونه... _بیماری قند که نداری؟...-نه اصلا اینچیزارو نداریم... سپس پزشک دستور داد برای TR آمادهاش کنید... پروستات typic بزرگی داشت و به همین دلیل مجبور شد چهار تا توشه رکتال دانشجوییرو تحمل کنه... مرد هر بار بدون هیچ ملاحظهای مثل یک بچه جیغ میزد و در پایان تشکر میکرد و میپرسید تموم شد؟ ما دسته جمعی میگفتیم نه نه یکی دیگه هم هست... و در نهایت پزشک رو کرد به یکی از خانمهای دانشجو و گفت اونیکه میخواست جراح بشه کی بود؟ بره TR کنه! ... مراسم TR دستهجمعی تموم شد و بیمار یک بار دیگه از همه تشکر کرد و در حالیکه شلوارشو بالا میکشید برای موفقیت همهی ما دعا کرد... پزشک رو کرد به زن (که حالا معلوم شد ارتباط قویتری ایجاد میکنه) و گفت باید عمل بشه. زن گویا جا خورده بود گفت: چرا؟ این فقط جیش میزنه. مریضیش فقط همینه. _شغلش کشاورزیه؟ ... زن با صدای آرام گفت نه! ما مستاجریم... شغل نداریم... _به هر حال باید عمل بشه. ... این بار زن واضحا نگرانی خودشو ابراز کرد که: راستش ما مستاجریم و پول عمل جراحی نداریم... پزشک گفت: اینجا دولتیه و هزینهی کمی داره... زن که گویا مدیر خانه هم بود پرسید مثلا چقدر میشه؟ _ حدود 100 تا 200 تومن! ... بعد زن گفت: از کجا بیاریم؟ .. دختر که تا حالا ساکت بود پرسید: حتما باید عمل بشه؟ دکتر تاکید کرد که جز عمل کردن راهی نداره... – کجا عمل کنیم و کدوم دکتر؟ _همینجا ، من خودم... زن مثل اینکه به درستکاری پزشک ما شک کرده باشه گفت: مثلا کجاش باید عمل بشه؟ گفت: پروستاتش بزرگ شده باید برداشته بشه... مجددا شروع به عجز کرد و گفت: نداریم ما که درآمدی نداریم... و مایوسانه در ادامهی حرفاش بروز داد که شوهرش پلاستیک مواد کهنه و کارتن از زبالهها جمعآوری میکنه و میفروشه... دخترک کمی شجاعت به خرج داد و اومد جلو گفت: آقای دکتر! لطفا ببینید اگر اجازه میده عملش کنید. دکتر گفت: خودتون صحبت کنید اگر اجازه داد... زن و شوهر با هم حرفهایی زدند و بعد به دکتر... از نگاهشون التماس میبارید... دختر مجددا اومد جلو و گفت: دکتر اگر حدود 200 تومن میشه من طلاهامو میفروشم... دکتر که میدونست حرف آخر رو زن باید بزنه یه بار دیگه عواقب جراحی نشدن رو براشون شرح داد و رو کرد به دانشجویان و ظاهرا میخواست بهشون مهلت مشورت بده... دختر یه بار دیگه داشت میگفت طلاها ... مادر گفت چیو طلا! من همه چیتو فروختم. گردنبندتو فروختم، النگوتو فروختم... مرد اومد دست به دامن دکتر... دکتر گفت: آقاجان! بابت این عمل به من چیزی نمیدن شمام بعد عمل برید با مددکار بیمارستان صحبت کنید تخفیف میدن بهتون... حالا دیگه دختر اصرار میکرد که دکتر عمل کنید ولی مادرش میخواست همینجا مشکلشو حل کنه... دکتر گفت من کارهای نیستم و ... _چند سالته؟ ...- پنجاه سال! ... دکتر با تعجب گفت پنجاه؟ بعد صفحه اول دفترچه رو نگاهی کرد و گفت داداش تو شصت سالته! ... زنش با لحن بسیار جالبی پرسید: شصت ساله؟؟؟ ... دکتر دست به کار شد: خیلی خب ... پذیرش محترم بیمارستان ... بیمار یه بار دیگه رو کرد به زن و گفت: بهش بگو که ما چیزی نداریم... دکتر همچنان مشغول نوشتن بود و گفت دیگه توکلتون به خدا باشه... مهرشو کوبید و به منشی گفت پذیرش بیمارستان رو برام بگیر. بیمار که دریافته بود مشکلش حل شده رو کرد به ما و گفت: نوچ! بدتر نشم خوبه!!! ... دکتر شنید و با طمانینه گفت: خیالت راحت باشه خودم عملت میکنم و حتما خوب میشی و ... میگم چیزی ازت نگیرن... بعد تلفن رو برداشت و ...از این داستان، هر نتیجهای که دلتون خواست بگیرید.
با سلام
طبق برنامهی آموزش، امتحان بیهوشی هفتهی اول مهر باید باشه.
به نظرم شنبه۶، یا یکشنبه ۷مهر تاریخ مناسبـیه. اگر پیشنهاد دیگهای دارید مطرح کنید و یا نظرتونو در مورد این دو گزینه تا آخر هفته اعلام کنید. تاریخی که نهایتا به آموزش اعلام میکنیم قابل تغییر نخواهد بود.
نکتهی دیگه اینکه فقط چهار تا جزوه رو داریم. جزوه هم نیست فقط اسلایدهاست. همکلاسیهای گرامی اگر اسلایدها رو دارید، لطفا اعلام کنید تا تو وبلاگ آپلود کنیم. اگر هم جزوهی سالهای گذشته رو دارید، زحمت بازنویسی و تکثیرشو خواهیم کشید.
با سپاس
اسلاید جلسهی اول (شنبه دکتر ربیعی مراحل بیهوشی) دانلود
اسلاید جلسهی دوم (یکشنبه دکتر نظیری Perimedication) دانلود
اسلاید جلسهی سوم (دوشنبه دکتر میر Local Anestithia) دانلود
اسلاید جلسهی چهارم (سهشنبه دکتر آلرضا ترانسفیوژن) دانلود
اسلاید جلسهی پنجم (چهارشنبه دکتر شریفپور بیهوشی در مالتیپل تروما) دانلود
اسلاید جلسهی ششم (یکشنبه دکتر اسماعیلی پنومونی و آسپیریشن) دانلود
اسلاید جلسهی هفتم و هشتم (دوشنبه و سهشنبه دکتر علیجانپورCPR) دانلود
اسلاید جلسهی هشتم (سهشنبه دکتر علیجانپور ادامهCPR) دانلود
اسلاید جلسهی نهم (چهارشنبه دکتر شریفپور Spinal Epidural) دانلود
... دستی به پهلوی شاهزاده زد و گفت: این گاو خیلی لاغر است و به درد کشتن نمیخورد، به او علف بدهید تا چاق شود!
در ده سالگی حافظ تمام قرآن بود. علم حساب و سپس فقه را آموخت. از مهمانـش، منطق و فلسفه و هندسه را فرا گرفت. مهمان، پدرش را سوگند داد مبادا کودک را جز کسب علم به حرفهای دیگر بگمارد.
با هوش سرشاری که داشت به مطالعهی آثار ارسطو پرداخت. آنگاه به یادگیری علم طب روی آورد و در شانزده سالگی پزشکی ماهر شد.
در هیجده سالگی کتاب معروف متافیزیک ارسطو را آنقدر خواند تا تمام متن آن را از حفظ کرد، از آنجا که محتوای آن را نفهمید کلافه شده بود. روزی در بازار ، مردی با اصرار کتابی ارزان به او فروخت. بر حسب اتفاق شرح مابعدالطبیعهی ارسطو بود به قلم ابونصر فارابی. به پاس این میمنت نماز گزارد و صدقه داد.
دوران جوانیاش افول اقتدار سامانیان بود. زمانی که نوح بن منصور سامانی فرمانروای بخارا بود، به نوعی بیماری مبتلا شد. همه پزشکان از درمانش ناتوان شده بودند. اما اسطورهی پزشکی ما او را درمان کرد. سپس اجازه یافت تا از کتابخانه معروف و بسیار بزرگ او استفاده کند.
اندکی بعد حکومت سامانیان منقرض شد و سلطان محمود غزنوی به قدرت رسید. سلطان محمود، دشمن شیعیان بود و به فلسفه علاقهای نداشت. طبیب مجبور به فرار شد. از آن هنگام، دوران پرتلاطم زندگی وی آغاز شد.
او مدتی در نیشابور ماند و منطق تدریس میکرد. سرانجام از دست مأموران محمود غزنوی به گرگان گریخت و در آنجا مورد استقبال قابوس بن وشمگیر قرار گرفت. وقتی در گرگان بود متوجه شد که عده زیادی از مردم گرفتار بیماری دستگاه گوارشی شدهاند. این موضوع باعث شد، او رسالهای در آداب صحیح غذا خوردن بنویسد.

پس از آن، ابنسینا به همدان رفت و شمس الدوله دیلمی از او استقبال کرد. وزیر شمسالدوله شد و بیماری قولنج او را درمان کرد. او با فراغت اندکی که داشت. کتاب فلسفی «شفا» را نوشت. بعد از مرگ شمسالدوله، سماء الدوله به حکومت رسید و بوعلی را به خاطر نامهنگاریاش با علاءالدوله حاکم اصفهان زندانی کرد. او چهار ماه در زندان بود و در آن مدت، سه کتاب نوشت.
سالهای پایانی عمرش را در اصفهان زیست اما در یکی از سفرهایش به همدان در سال ۴۲۸ قمری بر اثر قولنج درگذشت.
او بیشتر عمر خود را سرگرم مطالعه و یادگیری بود و کمتر به استراحت و خواب میپرداخت. هر گاه مسألهای را نمیفهمید به مسجد میرفت و نماز میخواند تا خداوند فهم آن موضوع را برایش آسان کند.
از ایشان ۱۳۱ اثر موثق، و ۱۱۱ اثر منسوب در موضوعات فلسفه و طب و ریاضی و طبیعی بر جای مانده.
کتاب قانون (به زبان عربی) / (ترجمه فارسی) یک دائرةالمعارف گرانقدر پزشکی است که در آن تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار گرفته است مانند: مبانی تشریح، آناتومی، مبانی علامت شناسی، سمیولوژی، داروشناسی و داروسازی و نسخه نویسی. کتاب قانون در سال ۱۳۶۰ توسط مرحوم شرفکندی از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد وتوسط انتشارات سروش منتشرگردید وتاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است.

اکنون، بیش از گذشت هزار سال از تولد ابنسینا میگذرد، نظریههای فلسفی و پزشکی او هنوز مورد توجه و احترام است. سازمان «یونسکو» سال 1980 میلادی را بهخاطر هزارمین سال تولد ابنسینا، سال ابنسینا نامگذاری کرد. انجمن داروسازان انگلیسی، روی آرم خود تصویر ابوعلیسینا را نقش کرده است.
منابع: سایت تبیان >> 1- ویلدورانت تاریخ فلسفه.2- مقاله ابنسینافضل الرحمن،،3- تاریخ فلسفه اسلامی، تهاتری کورین، حسین نصر و عثمان یحیی،4- مقدمه بر الهیات نجات بوعلیسینا، یحیی یثری.5- مهروش طهوری، ابنسینا در 90دقیقه و سایت ویکیپدیا