گاهی به طور رندوم از وبلاگ‌های آپدیت شده‌ی بلاگفا بازدید می‌کنم و نوع مطالبش رو مورد ارزیابی و مقایسه قرار میدم. معمولا اولین چیزی که از یک وبلاگ، توجه ما رو به خودش جلب می‌کنه عنوان وبلاگه. چیزی معادل «هـمـکلاسـی» ما.

چند وقت پیش، وبلاگی با عنوان «خانواده‌ی برتر» توجه منو جلب کرد. از اسمش به خیالت یک وبلاگ در حدود «با همسر خود مهربان باشیم» و اینا باشه و حدس میزنی مخاطبـینش، اغلب خانم‌های +30 اهل خانواده‌ان که سعی در بهبود روابط عاطفی خانواده دارن و نیاز به مشاوره و ... از اون مشاوره‌های تکراری که آدمو خسته می‌کنه... اما این‌یکی اصلا اینطوری نبود!

اول اینکه هر وقت روز که وبلاگو باز می‌کنید تعداد افراد آنلاینش، از تعداد کل بازدید روزانه‌ی وبلاگ ما بیشتره. و با اینکه خیلی به ندرت (دیر دیر!) آپدیت می‌شه مطالب مورد نظر نویسنده (یا نویسندگان) به دقت و موشکافانه مورد بررسی بازدیدکنندگان قرار می‌گیره و این نشون میده که یا حرف حسابی برای گفتن داره یا شخصیت کلی جامعه‌ی خودشو شناخته و نیازهاشو می‌دونه.

خیلی زود متوجه خواهید شد که عنوان وبلاگ زیاد به موضوعش مرتبط نیست، چون موضوعش -به‌ویژه- بررسی مشکلات جنسی افراده. مثلا: رفتار جنسی پسران، مسائل زناشویی خانم‌ها، راهنمای زن گرفتن، راهنمای شوهر کردن، و حتی راهنمای شوهر دادن!!!... طرز برخورد با عروس، راهنمای شب زفاف و ... سپس به پاسخ این سوال می‌رسید که چرا این وبلاگ اینقدر مخاطب داره؟

نویسنده در معرفی خودشون گفتند که هیچ‌گونه تحصیلات دانشگاهی در زمینه‌ی پزشکی ندارن. اما نگفتند که در چه زمینه‌ای تحصیلات دارند. و حتی نگفته که اصلا تحصیلات ویژه‌ای دارند یا خیر.

و ما اینجا... اصلا نمی‌خوایم بگیم که وبلاگ موضوع بی‌ارزشی داره یا هدفـش مطابق با اصول اجتماعی نیست. اتفاقا اگه منصف باشیم باید بگیم که نویسنده راهنمایی‌های نسبتا به‌جا و خوبی ارائه می‌کنند و افرادی که مشکلات‌شونو مطرح می‌کنن یا نظر میدن کاملا جدی و بدون حاشیه هستند، در نتیجه بعد از اینکه چند مطلب رو خوندی، حس نمی‌کنی که وقتت زیادی تلف شده. حتی ممکنه آدرس‌شونو در favorate خودت save کنی.

در واقع، وجود سایت‌های پرمخاطبی مثل این، پاسخی است به کنجکاوی‌های حل‌نشده‌ی عموم متولدین دهه‌های گذشته‌. و اما اکنون... تهیه‌ی کتب درسی در سطح دبیرستان(هفتم و بالاتر) اقدام مناسبی بود جهت کانالیزه کردن این نوع آموزش‌‌ها و مسایل مربوط به بلوغ، که آموزش و پرورش سال‌ها پیش از این می‌بایست در این راستا اقدام می‌کرد.

روش پوشاندن خطا در نظام‌های آموزشی ما، ظاهرا روش بسیار محافظه‌کارانه، اما پرمخاطره‌ای است. روی موضوعات مهمی مثل مسائل جنسی (یا عشق)  نباید سرپوش شرم گذاشت و به امید مرور زمان، بنشینیم تا خود‌ش جا بیفتد... و حتی به اعتقاد این‌جانب، دادن این نوع آموزش‌ها، اصلا جایگاهش در خانواده نیست. بلکه در متن جامعه و در مراکز آموزشی است.