فقط جهت عوض شدن فضا!!!!!!!!!

اگه راستشو بخوایین, ننمیدونم چی یا بهتره بگم, چه جوری بنویسم!! الان فک کنم که سال سوم ّپزشکیمونم تموم شد نه؟!!!!!!
چه روزهایی اومدن و رفتن. روزهای خوب مثل جشن اون روزی تو کلاس! , خیلی بد مثل فوت مادر فرشید و.....!
چه ترم هایی رو گذروندیم! ترم 1 , ترم آشنایی و رفاقت! ترم4 و 5 , ترم چند دستگی و شیطنت!!!
و چه خاطره هایی با بچه ها و کلاس و دانشگاه و استادا و ... داشتیم! (یه جوری نوشتم که انگار این ترم آخری بود که تو بابل بودم!! )
البته این نظر من بود, نظر شما چیه؟
به نظرتون بهترین ترم, کدوم ترم بود؟ بهترین و بدترین صحنه ای که توی این سه سال دیدین,چیه؟ از بچه های کلاستون راضی هستین, یا میتونست بهتر از اینا باشه؟!!! و .....
                        

                                                                                                                       گیله مرد

منبر!!!!

سلام به همه خسته نباشید.
نمی دونم چیزی رو که میخوام بنویسم الان وقتشه یا نه؟!! منظورم بعد تموم شدن یه ترمیه که خداییش سخت نبود ولی امتحاناش به نظر خیلی طولانی اومد! هرچند بعضیا گفتن فرجه ها زیاد بود و این زیاد بودنش باعث میشد آدم چند روز اولو نخونه!! و خیلی ها هم گفتن که حتی فرجه هاش کم هم بود.
کجاااااا بودم؟!!! آهاا!

 میدونیم که هممون واسه خودمون آرزوهای بزرگی تو زمینه رشته یی که توش هستیم داریم. منظورم اینه که فک نکنم هیچکی به پزشک عمومی بودن قانع باشه و همه یه گوشه چشمی به تخصص و فوق تخصص مورد علاقشون دارن. ولی یه سوال؟! به نظرتون تا حالا به اندازه ی قبولی تخصص تلاش کردیم؟ مایی که قبل علوم پایه به خودمون میگفتیم بعده علوم پایه دیگه میخونیم و تو فیزیوپات میترکونیم!!  (البته منظورم بیشتر خودمه و شاید چند نفری که مثل خودمنا به بقیه جسارت نمیکنم)
یکی میگفت هنوز خیلی زوده! یکی میگفت از دوره استاجری!! یکی میگفت این ترم تفریح ترم بعد....!! خلاصه خیلی ها نخوندنشون تو ترمی که قبل علوم پایه میگفتن توش اون روی مارو میبینی رو توجیح کردن (بازم میگم منظورم بیشتر خودمه )

البته اینم بگم که بعضی ها هم بودن که خوب خوندن مثل ترم های قبل بعضی ها این ترم ترکوندن و بعضی ها هم از این ترم شروع کردن و واقعا میشد تغیراتو توشون دید.
میدونم الان داره حالتون بهم میخوره!!!1 ولی واقعیت تلخه. باور کنین من با بعضی کسایی که تخصص قبول شدن صحبت کردم همشون گفتن باید از فیزیوپات شروع کرد.( حالا میفهمم چرا یکی که میره بال منبر دوس نداره پایین بیاد!!!! حق داره بنده خدا! چه حالی میده!!)
ولی حالا یه سوال؟! چند نفر تصمیم دارن تو تابستو بخونن و به حرف بعضی از سال بالایی ها! که میگن این آخرین تابستونتونه و تا میتونین استراحت کنین گوش ندن!! تا شاید انگیزه ای بشه واسه بقیه! من که خودم کتاب باربارابتز رو شروع کردم و میخوام بخونمش!! البته 7 یا 8 فصلشو!!

در پایان اگه کسی رو با حرفام ناراحت کردم...... منو ببخشه (گیله مرد!)