سر کلاس فارماکولوژی درس «مخدرها» حس کردم جا داره مطلبی راجع به اعتیاد بذارم اما مطمئن نبودم استقبال بشه.
البته بیشتر منظورم نگرش فردی اعتیاد بود نه اجتماعی. ولی حالا می‌بینم جنبه‌ی اجتماعی‌اش بیشتر مطرح شده.
 
جنبه‌ی فردی: یعنی چرا معتاد میشیم؟ آیا در انتخاب بین لذت اعتیاد و یک زندگی معتدل و سالم حق انتخاب داریم؟ دلم می‌خواد اونقدر بکشم تا بمیرم سرمایه‌شو دارم با کسی‌هم کاری ندارم. میشه؟ به عبارت دیگه با علم به عواقب آن، آیا حق داریم معتاد بشیم یا نه؟ این‌ها سر کلاس داشت یه کوچولو بحث می‌شد.

جنبه‌ی اجتماعی: چرا معتاد داریم؟ خانواده و آموزش تاثیر داره؟ فقر تاثیر داره؟ اگه بخوایم کسی را به زور از اعتیاد در بیاریم، آزادی های اونو محدود نکردیم؟

از بعد جرم‌شناسی هم اگه ثابت شده که اعتیاد جرم نیست، تاوان اعدام‌ و حبس‌های وسیع گذشته گردن کیه؟ اگر جرم است چرا اینقدر شیوع داره؟ اصلا چرا کشور ما...؟ مگر ما چه ویژگی داریم که دراین زمینه هم داریم رکورد می‌زنیم.