سلام

هدفم از این پست بررسی کلی عملکرد اساتید، آموزش، و از همه مهمتر خودمونه.

از آخر به اول میگم! امتحان که بد نبود تقریبا از امتحانای آسون این ترم بود. این همه از امتحان قلب ترسیدیم هی گفتیم حجمش زیاده. از جهاتی از ریه و خون آسون‌تر بود ولی انصافا دو روز فرجه‌ی بیش‌تر واقعا لازم بود. حوصله داشتید این فرم پیش‌بینی نمره رو در حاشیه‌ی صفحه پر کنید تا بعدها مقایسه‌ای داشته باشیم. این فرم نظرسنجی در وبلاگ رو تازه یاد گرفتم.

پیشنهاد بحث علمی در وبلاگ چقدر دیر و چقدر عالی بود. کاش از اول ترم، چه عرض کنیم از ترم اول، این کارو می‌کردیم. البته ترم اول، ببخشید! جو عمومی کلاس هنوز خوی نوجوانی داشت و اصلا در حدود این حرفا نبود. کاش یه طوری به ترم پائینی‌ها برسونیم که این کار چقدر مفیده.

جزوه‌هامون نسبتا خوب بودن. به قول علی‌اصغر برای گرفتن 18 نمره از 20 کافی بودند. خوشبختانه می‌بینم که کلاس به سمت کتاب‌خوانی داره پیش میره. از اواسط کورس افراد جزوه‌نویس ما کاهش بی‌نظیری داشته. یه نظرسنجی می‌خوام برای این‌که بدونیم تهیه و خوندن جزوه، اینقدر که ما انرژی و هزینه صرف می‌کنیم، واقعا لازمه یا خیر؟ هدفم از طرح این موضوع اصلا این نیست که تشکر جمع کنم یا  ارزش کار خودمون را نمود بیشتری ببخشیم.

گذشته از این‌که حرمت استاد لازمه و در قسم‌نامه‌ی بقراط، همه‌ی اساتید بر ما حرمت پدری دارند، گمان کنم در عصری به‌سر می‌بریم که بینش تعبدی و تقدس‌مآبانه نسبت به برخی مسایل و برخی افراد باید برداشته‌ بشه و به‌جاش افراد را بر اساس اصول منطق ارزیابی کنیم.

بی‌دلیل بحث را به اینجا نکشوندم. اگر ازتون پرسیده بشه فلان مدرس که ترم اول باهاش درس گذروندین، لیاقت تکیه زدن بر منصب استادی داشت؟ بی‌گمان خواهید گفت نه. اما به سادگی تشخیص دادیم فلان کارمند لایق پست ساده‌ی خودش هست و برای بقاش امضا جمع کردیم. یادمه اون روز حتی درنگ نکردید، حرکت بسیار جالبی بود.

حالا... پیشنهاد دادند که از فلان استاد حمایت کنید... براش امضا جمع کنید... نوشتن و گفتن اسم در این فضا را صلاح نمیدونم. اما بهش فکر کنید. هفته آینده راجع بهش تصمیم خواهیم گرفت.