تراوش یا هذیان
بعد از امتحان کورس، یه کم شادمانی آبکی و الکی و یه شام عروسی... اگه میخوای بگی خب به ما چه! خواهم گفت: چون در شرایط relax هستم و راحت تر حرف میزنم!
اوایل دوره پزشکی عمومی با خودم میگفتم چطور ممکنه آدم بخشی از درس رو نخونده بذاره و بره سر جلسه امتحان. بعدش مدتی بود خودمو سرزنش میکردم چرا عادت کردم فقط شب امتحان درس میخونم؟ اما این بار دیگه آب از سرم گذشته بود... حتی دوتا جزوه ای که خودم نوشته بودمو نخوندم. آره میدونم وحشتناک بود.
یادتونه اوایل ترم یکی از دوستامون پیشنهاد داده بود یه سال بالایی درسخون بیاریم برامون حرف بزنه ... رمز موفیقت شو برامون بگه. نه خنده دار نیست و اصلا هم کلیشه ای نیست. البته اگر درست کانالیزه بشه و تک بعدی نباشه.
راستش شب توی اوج شادمانی مصنوعی خودم به این فکر کردم که ما خودمون افراد کوشا و موفق کم نداریم. کیه که بدش بیاد معدل خوب داشته باشه؟ کیه که نخواد یه بار هم که شده ماکزیمم باشه؟ همه میخوان و میتونن اما یه عده بیشتر بیان شدند.
الآن میگم... منظورم اینه که افراد برتر کلاسو بیاریم برامون حرف بزنن. برتر کیان؟ مورد نظر من پنج یا شش نفرن اما واقعا دلم نمیخواد اجر و زحمت ۱۵-۱۰ نفر از همکلاسیای شایسته را هم ضایع کنم یا تو ذوقشون بخوره ... پس داریم براشون! حالا برنامه چیه؟
قبلا عرض میکنم که این برنامه صرفا برنامه ریزی خودمه و هدفم آشنایی با شیوه درس خوندن دوستامونه. در اولین فرصت با این افراد صحبت میکنم و محور گفت و شنود رو به دستشون خواهم داد. سخنرانی نیست پس بقیه شرکت کنندگان افراد passive برنامه نیستند. گفت و شنود... یه جوری پرسش و پاسخ... نه اسمشو صندلی داغ نمیذارم چون این عبارت خیلی نخ نما شده. به قول شما خز شده. اگر کسی مدیریت برنامه رو برعهده میگیره به اطلاع اینجانب برسونه و در غیر این صورت خودم اداره میکنم. قول میدم برا همه مفید باشه... اون آخرش یا میگی همین که هستم خوبه حالا. نخواستیم... و یا یه همت برتر رو دیدی و برا خودت انگیزه ساختی.
نظرتون چیه؟